خمس از دیدگاه قرآن
خمس به معناى يك پنجم چيزى است، و در آيه مباركه به مسلمانان
امر شده كه خمس غنيمت را بپردازند و فرموده است:
خمس از آنِ خدا و رسول او وبستگان پيامبر صلى الله عليه و آله
و يتيمان و درماندگان و در راه ماندگان است.
خُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال،
واجب بوده و به دو قمست تقسیم میشود که یک قسمت آن
سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات میباشد.
مسئلهی خمس در بیان قرآن جزو انفاقات واجب است که آیهی
مربوط به آن در سوره انفال بیان شده است :

وَاعْلَمُوا أنّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَأنّ للَّهِ خُمُسَهُ وَللرّسُولِ ولِذِى الْقُربى
وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبيل إنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَما أَنْزَلْنا عَلى
عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرقانِ يَوْمَ التقى الجَمْعانِ وَاللَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
«بدانيد كه هرگونه غنيمتى به دست آوريد، 15 آن از آنِ خدا و پيامبر
و نزديكان او و يتيمان و درماندگان و درراه ماندگان است، اگر به خدا
و آنچه ما بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل و رويارويى دو
گروه نازل كردهايم ايمان داريد و خدا بر هر چيزى تواناست.»
سبب نزول آیهی شریفه ناظر به پارهای از مسلمانان بعد
از جنگ بدر است که بر سر تقسیم غنائم جنگی مشاجره کردند؛
لذا مراد از "یومالفرقان" همان روز بدر است که نشانههای
حقانیت اسلام ظاهر گشت و مرز جدایی حق و باطل (کفرو ایمان)
گردید و مسلمانان با عدهی قلیل به دشمنان اسلام با اینکه از کثرت
نیرو برخوردار بودند، چیره گشتند.
پس این آیه به تناسب آیات جهاد مطرح شده و از آنجا که موضوع
جهاد غالباً با مسئلهی غنائم آمیخته شده، لذا بیان حکم غنائم نیز لازم
بود که مطرح شود.
دربیان صفات مؤمن حقیقی است؛مؤمن واقعی در حقیقت کسی است
که علاوه بر ایمان به خدا و رسولش و حضور در میدان جهاد،
در برابر تمام دستورات الهی از جمله پرداخت خمس مال و دستورات
نسبت به اموال نیز تسلیم محض باشد؛
لذا حکم وجوب خمس مشروط به ایمان به خدا مطرح شده است؛
البته این قید و شرط به این معنا نیست که اداء خمس فقط بر
مؤمن واجب باشد؛ زیرا احکام الهی برای تمام بشریت و ابدی است؛
پس مراد این است که غیر مؤمن این احکام را قبول ندارد و هرگز
خمس نمیدهد.
پس پرداخت خمس به کسانی تعلق گرفته که مؤمن به خدا
و قرآن باشند، درحالیکه تصدیق کنندهی اخبار الهی هستند.