تولی و تبری از دیدگاه قرآن
ما در اسلام دو اصل به نام تولّي و تبرّي داريم، يا به تعبير ديگر:
«حبّ في الله» و «بغضٌ في الله» كه هر دو در واقع اشاره به يك
حقيقت است، طبق اين دو اصل ما موظفيم دوستان خدا را دوست
داريم و دشمنان خدا را دشمن، و پيشوايان بزرگ دين يعني
پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام را
در همه چي اسوه و الگوي خود قرار دهيم.
اين تولّي و تبرّي يا «حبّ في الله و بغض في الله» يكي از گامهاي
بسيار مهم و مؤثر در تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله است،
روي همين اصل، بسياري از علماي اخلاق، وجود استاد و مربي
را براي رهروان اين راه، لازم شمردهاند.
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا
بُرَءاؤا مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَمِن دُونِ اللَّه . ﴿سوره ممتحنه آیه 4﴾
سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند براي شما
وجود داشت، در آن هنگام كه به قوم (مشرك) خود گفتند:
ما از شما و آن چه غير از خدا مي پرستيد بيزاريم.
در آغاز اين سوره، همة مؤمنان را مخاطب ساخته، ميفرمايد:
اي كساني كه ايمان آوردهايد،دشمن من ودشمن خود را دوست خويش
قرار ندهيد، شما نسبت به آنها اظهار محبت ميكنيد در حالي كه آنها
نسبت به آن چه بر شما نازل شده است كفر مي ورزند و
رسول خدا صلّي الله عليه و آله و شما را به خاطر ايمان آوردن به
پروردگارتان، از شهر و ديارتان بيرون ميكنند، اين نكته روشن
است كه اگر هنگام تضاد «پيوندهاي محبت و دوستي» با «پيوندهاي
اعتقادي و ارزشي» پيوند محبت و دوستي مقدم شمرده شود،
پايههاي اعتقاد و ارزشها متزلزل ميگردد و انسان تدريجاً به سوي
باطل و فساد گرايش پيدا ميكند، و نكتة اساسي «حبّ في الله و بغضٌ
في الله» يا به تعبير ديگر«تولاي اولياء الله و تبراي از اعداء الله»
نيزهمين است.
سپس در آية چهارم همين سوره، مسلمانان را به پيروي از ابراهيم
عليه السّلام و يارانش، به عنوان يك (اسوه حسنه) و(الگوي زيباي
پرارزش) دعوت كرده، چرا كه انتخاب سرمشقها و الگوهاي
پاك و باايمان و شجاع و مقاوم، تأثير عميقي در پاكسازي روح و فكر
و اخلاق و اعمال انسان دارد.

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ
وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
براي شما در (رفتار) فرستادة خدا پيروي نيكوست براي آنان كه
اميدوار به خدا و روز ديگرند، و خدا را بسيار ياد كنند.
اين آيه كه ناظر به جنگ احزاب است،نه تنها درميدان جنگ احزاب
كه مصداق جهاد اصغر محسوب ميشد،
پيغمبر صلّي الله عليه و آله اسوه و الگو بود، بلكه در ميدان جهاد اكبر
و مبارزه با هوا و هوسهای نفساني و تهذيب اخلاق نيز اسوه و
سرمشق بسيار مهمي بود، و آن كسي كه بتواند گام در جاي گامهاي
آن بزرگوار بنهد، اين راه پرفراز و نشيب را با سرعت خواهد پيمود.
قابل توجه اين كه در اين آيه،علاوه برمسأله ايمان به خدا و روز جزا
(لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر)،
روي ياد خدا نيز تكيه شده است، و با ذكر جمله (و ذكرالله كثيراً)
نشان ميدهد آنها كه بسيار به ياد خدا هستند، از هدايتهاي چنين
پيشوايي الهام ميگيرند؛ زيرا ايمان و ذكر خدا، آنها را متوجه
مسئوليتهاي بزرگشان ميكند، در نتيجه به دنبال رهبر و پيشوايي
ميگردند، و كسي را بهتر از رسول خدا صلّي الله عليه و آله براي
اين كار نمييابند.
منبع :بیتوته